تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


692 .  

بسم الله القادر
کلاس زبانُ دو هفته ای میشه ( یا سه هفته ؟ ) که میرم :) یعنی اون میاد :| آنلاینُ برخط .. دمِ تکنولوژی هم گرم .. انگلیسی یا اسپانیایی ؟ با افتخار " عربیــــــــــــــــــــــ " ^__^ ممکنه آخرش ، چیزی یا کاره ای بشم توو عربی ؟ خیر ! هیچ قولي که نمیدم سعیمَم نمیکنم صابونیَم به جایی نزدم :| ممکنه خِنگی باشه یا مقادیری از چیزای ديگه که باعث شده بعدِ سیزده سالی که با این زبون سرُ کار دارمُ این هَف سالی که مشغول ترجمه متون هستم هنوز در حد احوال

ادامه مطلب  

 

سلام
چه کادر خوشگلی اضافه کردی
دسته گلت درد نکنه
فردا امتحان اساسی دارم 
از صبه دارم اونو میخونم
البته همه کاغذرو با اسمت پر کردمو ی کلمم نخوندم
الانم دارم عکستو نقاشی میکنم
انقد لامصب حرف دارم نمیدونم چی بگم
بابته اينکه به سایت میرسی هم به قول خودت میسی
 
 

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولي ،-ولي ولت كرد ديگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گريه میكنم ، اخه اولين بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولي ،-ولي ولت كرد ديگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گريه میكنم ، اخه اولين بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

 

بلاخره بعد مدتا جرات به خودم دادم که ی سر به کادو تولدم بزنم.الان که اینو دارم مینویسم قلبم داره از جاش در میاد. خیلی اتفاقا افتاده که میخواستم عینه قبلنا بدون اينکه چیزی ازت پنهون کنم بگم. نمیدونم تا کجا این طلسمت رومه  طلسمی که دوستش دارم. نمیدونم هنوزم بهم فک میکنی یا نه ولي من شبا از ترسه اينکه خوابتو ببینمو بعد بیدار شدنم بفهمم نيستي نمیخوابم رمز ورودیه وبلاگ منو یاده اونروز تو اتوبوس انداخت.یاده اون روزی افتادم که تو اتوبوس کفشو پست

ادامه مطلب  

نیستی  

نيستي عکسای سوزونده تو قابن ، ماهیای قصه رو آبنلحظه هام افتاده از تابن ، ساعت های کوکیم خوابنخوابن انگار قرص شب خوردن ، انگاری بدجور کم اوردنانگاری صدساله که مردن ، انگاری از یاد منو بردنکه ديگه با من ، کسی مثل قدیم نیستکسی یاد توی دور از من و دل خستگیم نیستکسی یاد تو و من که ديگه دور از همیم نیستنمیدونی که هیچکس ديگه مثل قدیم نیستکسی یاد توی دور از من و دل خستگیم نیستکسی یاد تو و من که ديگه دور از همیم نیستخواب من پر ، پروانه بی پرگوش شب کر ، س

ادامه مطلب  

نیستی  

نيستي عکسای سوزونده تو قابن ، ماهیای قصه رو آبنلحظه هام افتاده از تابن ، ساعت های کوکیم خوابنخوابن انگار قرص شب خوردن ، انگاری بدجور کم اوردنانگاری صدساله که مردن ، انگاری از یاد منو بردنکه ديگه با من ، کسی مثل قدیم نیستکسی یاد توی دور از من و دل خستگیم نیستکسی یاد تو و من که ديگه دور از همیم نیستنمیدونی که هیچکس ديگه مثل قدیم نیستکسی یاد توی دور از من و دل خستگیم نیستکسی یاد تو و من که ديگه دور از همیم نیستخواب من پر ، پروانه بی پرگوش شب کر ، س

ادامه مطلب  

690 .  

بسم الله الکافی :)
ترکیب برفُ نور ، میشه بهونه آوردُ عاشق نشد ؟ ^__^
 
دو جا منتظر دَرمونم .. هم که نسبت به اتفاقی ، بی حس شده باشمُ نیفتادنش ديگه مهم نباشه .. و هم وقتی دردُ رنج به منتهای خودش می رسه ، همون موقع که کارد به مغز استخون رسیده باشه .. فکردم مغز استخونِ این غائله هم کشیده شدهُ نگاه که کردم ، انقد خودمُ پوست کلفت دیدم که هنوز جا برای سوختن دارم :|
 
میتونم اینجوری توصیف کنم بیشتر این شبُ روزارو .. بیشتر از چند سال گذشتهُ هنوز ادامه داره .. فک

ادامه مطلب  

 

چقدر دلم میخواست این صفحه ی لعنتی رو بشکنم تا بتونم ببینمتون . تک تک شمایی رو که کنارم بودین .همیشه بودین. چقد دلم میخواست به یه قهوه دعوتتون کنم. بعد بشینیم دورهمو بهتون بگم چقد غصه ر و دلمه  . از اسکرین شات نترسم ، از قضاوت شدن نترسم . دلم میخواد بشینم روبروتون و بگم واسه چی از بابام متنفرم ، بگم تو این شیش سال چی به سرم اومده . بگم براچی الان صورتم خیسه و بدنم سرد . بگم دلم چرا انقد غصه داره . دلم میخواد وقتی دارین قهوه هاتونو مزه میکنین اشکامو ب

ادامه مطلب  

 

چقدر دلم میخواست این صفحه ی لعنتی رو بشکنم تا بتونم ببینمتون . تک تک شمایی رو که کنارم بودین .همیشه بودین. چقد دلم میخواست به یه قهوه دعوتتون کنم. بعد بشینیم دورهمو بهتون بگم چقد غصه ر و دلمه  . از اسکرین شات نترسم ، از قضاوت شدن نترسم . دلم میخواد بشینم روبروتون و بگم واسه چی از بابام متنفرم ، بگم تو این شیش سال چی به سرم اومده . بگم براچی الان صورتم خیسه و بدنم سرد . بگم دلم چرا انقد غصه داره . دلم میخواد وقتی دارین قهوه هاتونو مزه میکنین اشکامو ب

ادامه مطلب  

اولين ولنتاين  

تو نوشتن به خوبی سارا نیستم ولي میخوام امروزمونو تعریف كنم سارا امروز صبح از اصفهان رسیده بود .ما چند روزی بود كه قرار گذاشته بودیم كمتر با هم حرف بزنیم و دیر به دیر همدیگر رو ببینیم. قبل از شروع شدن امتحاناش بهش قول داده بودم اگه همه ی درساشو قبول شه یه جایزه پيش من داره ، و اون در كمال ناباوری تو ترم اول همه ی درساشو قبول شده بود  ولنتاین هم كه افتاده بود یه ماه بعد از امتحاناشبه خاطر همین من از ٢-٣ هفته ی پيش دنبال یه كادوی مناسب واسه ی قبول ش

ادامه مطلب  

یک شاخه گل (191)  

چلچراغ معبد عشقی و روشن نيستي
              کهنه تر از کهنه گشتی ، پرتوافکن نيستي
بوی عطر اطلسی و یاس و لادن میدهی
                وام دار ِ رنگ گل هستی و گلشن نيستي
با دل و دهلیز و بطن و نبض و رگ بیگانه ای
                جز به فکر سوختن یا دل شکستن نيستي
خوش تراشی،خوش قد و بالایی و خوش چهره ای
                    از دل و احساس با زیبایی زن نيستي
گل به دامانت نشاندم هدیهٔ من خار شد
           این زمان جز خوشه چینِ خشکِ خرمن نيستي
ترمه ای یا

ادامه مطلب  

یک شاخه گل (191)  

چلچراغ معبد عشقی و روشن نيستي
              کهنه تر از کهنه گشتی ، پرتوافکن نيستي
بوی عطر اطلسی و یاس و لادن میدهی
                وام دار ِ رنگ گل هستی و گلشن نيستي
با دل و دهلیز و بطن و نبض و رگ بیگانه ای
                جز به فکر سوختن یا دل شکستن نيستي
خوش تراشی،خوش قد و بالایی و خوش چهره ای
                    از دل و احساس با زیبایی زن نيستي
گل به دامانت نشاندم هدیهٔ من خار شد
           این زمان جز خوشه چینِ خشکِ خرمن نيستي
ترمه ای یا

ادامه مطلب  

تیزرِ عدم تبلیغاتی!  

به خانه برگشتم! Home... سوییت هوم ... 
بعد از چهار ماه بالاخره به خانه برگشتم، آن هم در وضعیتی که هفت تا بخیه تر و تازه پس کله ام بود و دو تا دندان از درد به عصب رسیده توی دهانم و یک دل کاملا ناامید از دلدار توی سینه ام! کلا وضعیت بازگشتم طوری بود که به مادرم گفتم باید مثل مادر شهدا ، توی ترمینال نایلون بیارد استخوانهایم را تحویل بگیرد !
دو هفته آخری که در اصفهان سپری کردم جزو روزهایی بود که میتوانم بدترین روزهای چند سال اخیر نامگذاری اش کنم و بعد بشی

ادامه مطلب  

220-دست های گیلاس چیده ی از اطلسی سرشار...  

از برفی یک جاده فرعی
یا برگ ریزان یک فصل بزرگ خواهی آمد...
با دست های گیلاس چیده ی از اطلسی سرشار...
و من به اندازه انتظار تمام این فصلها فرصت آماده شدن خواهم داشت...
تا مبادا تو بیایی و من حواسم نباشد
که آمدن تو فرق دارد!
که تماشای تو فرق دارد!
که انتظار کشیدن تو...
و من آگاهانه باید در غفلت این بیداری دست و پا بزنم...!
راستی چگونه است که تو این همه نيستي
و من طاقتم تمام نمی شود...؟
که خوب یادم می آید همیشه پيش پدربزرگ می ایستادی
و بعدها از باغهای انگور

ادامه مطلب  

220-دست های گیلاس چیده ی از اطلسی سرشار...  

از برفی یک جاده فرعی
یا برگ ریزان یک فصل بزرگ خواهی آمد...
با دست های گیلاس چیده ی از اطلسی سرشار...
و من به اندازه انتظار تمام این فصلها فرصت آماده شدن خواهم داشت...
تا مبادا تو بیایی و من حواسم نباشد
که آمدن تو فرق دارد!
که تماشای تو فرق دارد!
که انتظار کشیدن تو...
و من آگاهانه باید در غفلت این بیداری دست و پا بزنم...!
راستی چگونه است که تو این همه نيستي
و من طاقتم تمام نمی شود...؟
که خوب یادم می آید همیشه پيش پدربزرگ می ایستادی
و بعدها از باغهای انگور

ادامه مطلب  

 

از اول فکر کردم :)
به خودم به رفتارم :)
به تصمیمام به هدفام :)
به دوستام به خانواده ام :)
به اينکه نباید حبس بشم تو گذشته و حالی که به میل بقیه آینده مو بسازه :)
به تو که قطعا  ديگه این همه انرژی رو واست هدر نمیدم :)
موهام دوباره بلند شدن فرفریاشم مرتب شده ،پوستم دوباره جون گرفته،شاد تر از قبلم 
هرروز ورزش میکنم و میرقصم ،رژ لب جیگری و پررنگ میکشم یه مداد چشم ضد اٻ خریدم 
 و عمرا هر شب گريه کنم :| دوباره از صبح زود بیدارم و شبا ساعت ده میخابم :)))
دوباره

ادامه مطلب  

 

مگر تو ((یا دلیلی عند حیرتی)) نيستي؟؟   مگر تو ((یا مونسی عند وحشتی))نيستي؟؟؟   مگر تو  ((حبیب الباکین)) نيستي؟؟   دریابم....بی تو تنها و بی کس در این دنیای کریه   چه کنم؟؟  الهی و سیدی....یالااله الا انت؛سبحانک انی کنت   من الظالمین

ادامه مطلب  

 

مگر تو ((یا دلیلی عند حیرتی)) نيستي؟؟   مگر تو ((یا مونسی عند وحشتی))نيستي؟؟؟   مگر تو  ((حبیب الباکین)) نيستي؟؟   دریابم....بی تو تنها و بی کس در این دنیای کریه   چه کنم؟؟  الهی و سیدی....یالااله الا انت؛سبحانک انی کنت   من الظالمین

ادامه مطلب  

 

اولا از زمین خوردن می ترسیدم خیلی می ترسیدم فکر می کردم  اينکه زمین بخوری  و زخمی بشی دردناکه اينکه دوباره زمین بخوری و زخمی بشی و بشکنی یعنی اينکه تو لایق خوشبختی و پیروزی نيستي... اما حالا هر بار که زمین میخورم میبینم  جراحات و دردش کمتره  و من زودتر رو پا میشم... میدونی چرا...؟ چون توو هر بار زمین خورد یه نیمه تاریک از وجودم برام روشن میشه یه بخش از خودمو بهتر میشناسم این باعث میشه سبک تر بشم، قدرتم واسه بلند شدن چند برابر بشه... تازگیا موج سوا

ادامه مطلب  

 

اولا از زمین خوردن می ترسیدم خیلی می ترسیدم فکر می کردم  اينکه زمین بخوری  و زخمی بشی دردناکه اينکه دوباره زمین بخوری و زخمی بشی و بشکنی یعنی اينکه تو لایق خوشبختی و پیروزی نيستي... اما حالا هر بار که زمین میخورم میبینم  جراحات و دردش کمتره  و من زودتر رو پا میشم... میدونی چرا...؟ چون توو هر بار زمین خورد یه نیمه تاریک از وجودم برام روشن میشه یه بخش از خودمو بهتر میشناسم این باعث میشه سبک تر بشم، قدرتم واسه بلند شدن چند برابر بشه... تازگیا موج سوا

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟ديگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گريه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟ديگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گريه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

ولنتاين و تولد در تنهايي  

جمعه به مناسبت ٢٢بهمن آماده باش بودیم. صبح ساعت ٧ كلینیك بودم! خانوم پورعلی(دستیار دندونپزشكی ای كه مجبور بود بیاد) یه صبحانه عالی آماده كرده بود كه خوردیم! تا ٩ روی یكی از یونیت ها خوابیدم كه آقای پناهی(فرمانده قرارگاه یا مسئول سربازها) گفت بریم پایین. (دوتا سرباز دندونپزشك ديگه هم هستن كه اونا هم اومده بودن. ) منم رفتم پایین داروخونه. اونجا هم دوتا داروساز وظیفه بودن كه یكیشون یه ماه از خدمتش مونده و یكی ديگه فقط یه دوره پایه خدمتیش از من بال

ادامه مطلب  

ولنتاين و تولد در تنهايي  

جمعه به مناسبت ٢٢بهمن آماده باش بودیم. صبح ساعت ٧ كلینیك بودم! خانوم پورعلی(دستیار دندونپزشكی ای كه مجبور بود بیاد) یه صبحانه عالی آماده كرده بود كه خوردیم! تا ٩ روی یكی از یونیت ها خوابیدم كه آقای پناهی(فرمانده قرارگاه یا مسئول سربازها) گفت بریم پایین. (دوتا سرباز دندونپزشك ديگه هم هستن كه اونا هم اومده بودن. ) منم رفتم پایین داروخونه. اونجا هم دوتا داروساز وظیفه بودن كه یكیشون یه ماه از خدمتش مونده و یكی ديگه فقط یه دوره پایه خدمتیش از من بال

ادامه مطلب  

 

عصری داشتم به این فک میکردم ک خب بلاخره یه روزیم خوشیای من میرسه
ديگه قرارم نیس ک تا ابد من همینطور افسرده باشم..روح و جسمم مریض باشه
خدا وعده داده بعد سختیا اسونی ای هم هس
دلمو صاف کردم برای این خواستگار
اما وقتی اومدن فقد رو ب اسمون کردم و با گريه ب خدا گفتم چرا با من اینطوری میکنی؟
درونم یه ام کلافه اس کــــلافه و بی قرار..اما ظاهرم بیخیال
نمیدونم چی میخام ...بهتره ب چیزایی ک نمیخام فک کنم.

ادامه مطلب  

Keep Smailing  

من نمیدانم !
درکم از تاثیر گريه ام بر مادر.
و لبخند غمم بر پدر .. 
هیچ است 
اما . میتوان فهمید که چه آشوبیست در دلشان
وقتی که  غمی بر دل داری ..
#خودخواه_نباشیم
بخند در جوارشان که لبخندت در کنارشان همچون جواهری با ارزش است 
 
پ.ن: در خلوتت گريه کن :) فقط ناموسا بپا بابا و مامان نبیننت خدایی ناراحت میشن 
توعم هرکز خودتو نمیبخشی..
 

ادامه مطلب  

خوشبختیتون آرزومه  

دارم به موسیقی سکوت گوش میدم. برای این کار کافیه هندزفریتون رو بذارید توی گوشتون و هیچ آهنگی رو پلی نکنید. آخرای نود وپنجه. اومدن سال جدید همیشه برای من برابر با یک سال بزرگ شدنه(بخاطر تولدم). سال 95 پر از فراز و نشیب بود برام. بزرگترین اتفاقای زندگیم تو همین سال افتاد که یکیش پیانو بود و یکیش کوتاه کردن موهام و چیزای ديگه. به نیمه ی اول سال که نگاه می کنم باورم نمی شه که زنده موندم! بدترین شرایط رو گذروندم. تابستونش به جز تیر ماه، عذاب آورترین تا

ادامه مطلب  

دفتر  

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتاابدخواب به چشم من بیخواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که..تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتمبا تو گريه کردمبا تو خندیدم و رفتم تا عشقنازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولي افسوسمدتی هست ...که دی

ادامه مطلب  

دفتر  

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتاابدخواب به چشم من بیخواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که..تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتمبا تو گريه کردمبا تو خندیدم و رفتم تا عشقنازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولي افسوسمدتی هست ...که دی

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولي نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا میره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گريه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولي نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا میره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گريه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

برگرد مهدی بابایی نرانه سرا مجید احمدی شاعر مجید احمدی  

 
 
" برگرد "
از من دوری نگرانم و این روزا دلهره عادتمه بی تو بی تفاوت و سرده همیشه نگام با همه کاشکی یه بارم که شده می دونستی چی تو دلمه !تنهام بی تو خیلی وقته که با همه بد شده رفتارم حتیمن از هرچی که مونده تو این خونه بیزارم خستم نه تمومی نداره این بغضی که من دارم
 
برگرد
نگو عشقم و خاطره هام ديگه از یاد تو رفته
باورم نمیشه یکی ديگه کنار تو خوشبخته
به خدا ديگه زندگی کردن بی تو برام سخته
سخته سخته
 
نيستي هر روز یه نفر داره اینجا بهونتو می گیره دیگ

ادامه مطلب  

برگرد مهدی بابایی نرانه سرا مجید احمدی شاعر مجید احمدی  

 
 
" برگرد "
از من دوری نگرانم و این روزا دلهره عادتمه بی تو بی تفاوت و سرده همیشه نگام با همه کاشکی یه بارم که شده می دونستی چی تو دلمه !تنهام بی تو خیلی وقته که با همه بد شده رفتارم حتیمن از هرچی که مونده تو این خونه بیزارم خستم نه تمومی نداره این بغضی که من دارم
 
برگرد
نگو عشقم و خاطره هام ديگه از یاد تو رفته
باورم نمیشه یکی ديگه کنار تو خوشبخته
به خدا ديگه زندگی کردن بی تو برام سخته
سخته سخته
 
نيستي هر روز یه نفر داره اینجا بهونتو می گیره دیگ

ادامه مطلب  

توی یک دنیای دیگه  

 
این موقعِ دمِ صُبحی خانومِ آتشین دارن می خونن که ": كاشكی این دیوار خراب شه ..من و تو با هم بمیریم...توی یك دنیای ديگه...دستای همُ بگیریم...شاید اونجا توی دل ها ...درد بیزاری نباشه ..میون پنجره هاشون ...ديگه دیواری نباشه ..." منم با خانوم موافقم .به دنیای ديگه . این دنیا که برای ما رو به تمام شدن است . اما دنیای ديگه ای هم هست . که به همین زیبایی که خانوم می گن خواهد بود .باید باشه. چقدر دلم می خواد این شب ها بزنم از خونه بیرون و با یکی تا خودِ صبح یه جای خل

ادامه مطلب  

دوباره مطلبی ناب از سری تحقیقات من  

 
شهید 16 ساله ی غواص .....مسعود شادکام
صاحب این عکس کوچکترین عموی من هست. خالق شادترین لحظات کودکی من… وقتی برای بار نمی دونم چندم، عروسکمو از دست پسرا نجات می داد و دوباره گلوشو با کوکهای درشت برام می دوخت. می گفت “عمو گريه نکن، ببین مثل اولش شد” بعد دوباره نگام می کرد می گفت ” وقتی گريه می کنی خوشگل می شی ها…چونت می لرزه”. به قول خالد حسینی آدما گاهی یه جا می مونن برا همیشه و من حس می کنم هنوز تو اتاق زیرزمین خونه مادربزرگم موندم و هنوز دارم ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1